می گوید من نمازی که مثل نوک زدن کلاغ به زمین است را نمی خواهم؛ من این نماز و دینداری را نمی خواهم…

می گویم من هم این نماز را نمی خواهم و اصلا خود حضرات معصومین علیهم السلام هم از این گونه نماز نهی کرده اند…

اما برادر عزیز، فکر نمی کنم که از ما طلبکارانه خواسته شده باشد فقط دقایقی از شبانه روز را خم و راست شویم… با نماز، او را یاد می کنیم، آن گونه که او خواسته… اویی که در بقیه شبانه روز هم با ما هست…

در آن لحظاتی که تلخی هایی را از اطرافیانت می بینی اما به خاطر او تحمل می کنی؛

در آن اداره ای که می توانی دور از چشم بالادستی، ساخت و پاخت کنی و حق و ناحق کنی اما به خاطر او، این حق را به خودت نمی دهی؛

در آن لحظاتی که به جهت موقعیت سیاسی و اجتماعیت می توانستی حقوقی از حقوق بندگانش را به نفع خودت نادیده بگیری اما به خاطر او نکردی؛

در آن زمان که امکانات فراوانی برایت مهیا بود و می توانستی جای دیگری کار کنی اما به خاطر او انتخاب کردی که مشکلی از مشکلات مردم کشورت را برطرف کنی و شب و روز تلاش کردی؛

در آن زمان که چشم آبی و پوست سیاه، به خاطر او برایت برابر بود؛

در آن زمان که به خاطر او درد عدالت و آزادگی داشتی؛

در آن زمان که خودت بودی و او اما به خاطر او حد را نگه داشتی؛

در آن زمان که بعد از تلاشت، نتیجه کار را به او سپردی…

آری برادر؛ منسکی که در زندگی ما جاری نباشد، میان تهی است و من فکر نمی کنم که نماز این گونه باشد.

نظر شما درمورد منسک جاری چیست؟ در نظرات بگویید.