یکی از سوال هایی که در دوران طلبگی پیش می آید (البته برای دانشجوها هم مطرح هست) این است که آیا آموختن زبان خارجی لازم هست یا خیر؟ ما طلبه ها چون برنامه اصلی و رسمی مان حجیم و فشرده هست، برای انتخاب و تنظیم برنامه های جانبی باید دقت کنیم تا مبادا فرصتی ضایع بشود. گرچه توصیه هایی از بزرگان نسبت به کسب توانمندی در زبان خارجی برای طلبه ها وجود دارد اما همین فشردگی برنامه طلبه ها باعث شده که نه تنها نسبت به آموختن زبان خارجی بلکه برای سایر زمینه ها (مثل مطالعات غیردرسی، حفظ قرآن کریم و…) نظرات مختلفی در حوزه وجود داشته باشد.

در بین زبان های خارجی، زبان عربی برای طلبه ها در دسترس تر است چون بواسطه دروس ادبیات عرب با این زبان آشنا هستند. البته معمولا طلبه هایی که قبلا دانشجو بوده اند با زبان انگلیسی هم آشنایی شکسته بسته ای دارند.

خودم از سال اول ورود به حوزه مشتاق شرکت در دوره زبان عربی (عموما دوره مکالمه عربی گفته می شود اما صرف مهارت مکالمه نیست) بودم و با مشورت هایی، قرار شد از سال سوم شروع کنیم. البته بواسطه نظرات مختلفی که بود باز دو دل بودم. در تابستان گذشته سعی کردم یک جمع بندی کنم:

ادله موافقین:

۱ـ آشناشدن با روح زبان عربی: دوره آموزشی زبان عربی صرفا مختص مهارت مکالمه نیست بلکه هر چهار مهارت (خواندن، نوشتن، شنیدن و صحبت کردن) را تقویت می کند. تقویت توانمندی زبانی صرفا مفید برای تبلیغ در کشورهای عربی نیست بلکه به شرط اینکه در کنار فهم دانش ادبیات مرسوم در حوزه باشد، باعث می شود فهم از زبان چند پله بالاتر رود.

۲ـ امکان دسترسی به منابع گسترده عرب معاصر در علوم حوزوی: لازم به ذکر است که حوزه شیعه در همه علوم اسلامی، رقبای جدی دارد.

۳ـ آشنایی با سایر مسلمانان در جهان اسلام (سلائق و نگاه ها و…).

۴ـ امکان افاده به زبان عربی.

۵ـ ضرورت های تبلیغی، فرهنگی و تمدنی.

۶ـ مهارتی است که فرصت های شغلی (تدریس، ترجمه، تبلیغ) فراهم می کند. فرصت های شغلی که به واسطه توانایی مکالمه عربی فراهم می شود به فضای طلبگی نزدیک تر است. بهترین زمان برای کسب این مهارت، سال های اول طلبگی است که اشتغالات کمتر است.

۷. علمای قدیم چون در شهرهای عربی (نجف و…) بودند نیاز به وقت گذاری جدا برای تقویت مکالمه نداشتند! همچنین اقوال معتبری از علمای برجسته معاصر وجود دارد که حسرت خورده اند چرا مکالمه کار نکرده اند و در کنفرانس های بین المللی نمی توانند موثر باشند.

ادله مخالفین:

۱ـ مکالمه عربی صرفا برای کسی لازم است که می خواهد در کشورهای عربی تبلیغ کند.

۲ـ اصلا ادبیات مگر چقدر در اجتهاد موثر است که حال بخواهیم با مکالمه هم آن را تقویت کنیم!؟ حتی در ضرورت آموختن کتاب مغنی هم تردید است! همچنین راه های کوتاه تری برای انس با متن خوانی وجود دارد؛ مثلا انس زیاد با متون متنوع عربی حوزوی به متن خوانی و نگارش کمک می کند.

۳ـ آیا علمای قدیم مکالمه کار می ردند!؟ بالفرض که عالم برجسته ای شویم و نیاز به افاده عربی داشته باشیم، مترجم می گیریم.

۴ـ تمدنی که با آن درگیر هستیم تمدن انگلیسی هست نه عربی لذا یادگرفتن زبان انگلیسی اولویت بیشتری دارد.

برای جمع بندی، چند نکته را باید اضافه کنم:

۱ـ کلا اگر دنبال یادگرفتن مهارتی هستیم و از طرفی دروس حوزه هم برایمان مهم هست، سال های اول طلبگی را باید برای یادگرفتن مهارت ها غنیمت بشماریم؛ بعدا کم فرصت برای این کارها پیش می آید.

۲ـ اگر ما دغدغه های جهانی داریم (اجمالا روشن هست و فعلا کاری به تفصیلش ندارم) باید مقدماتش را فراهم کنیم. طبیعتا ارتباطات از مقدمات این قضیه است؛ به خصوص در جهان اسلام و به خصوص بین نخبگان (چه حوزوی و چه دانشگاهی) و آن هم ارتباطات گسترده… .

۳ـ یادگیری زبان، یک امر انسانی است. هر چقدر در بستر واقعیت ها و صحبت کردن با افراد باشد بهتر است. لذا کلاس خوب و استاد و همراهان خوب، نعمت هست. همچنین باید با علاقه و برنامه به این زمینه ورود کرد. درصد موفقیت یک جمع در آموختن این مهارت بیشتر از فرد تنهاست. البته برای کسب این مهارت (مثل بقیه مهارت ها) باید زحمت کشید. معمولا دو سال لازم است (سال اول برای آموزش و سال دوم برای تکمیل)؛ روزی حدودا یک و نیم ساعت.

پ.ن: خودم از امسال (سال سوم حوزه)، عربی را شروع کردم؛ توکل بر خدا.

 

نظر شما درمورد آموختن زبان خارجی برای طلبه ها و دانشجوها چیست؟ چه مسائلی در این زمینه وجود دارد؟ رابطه این مهارت و دغدغه های جهانی انقلاب اسلامی چیست؟