این شهر، جماعت می خواهد

جماعتی که در نه گذشته توقف کرده و نه مسحور آینده است.

جماعتی که زره بر تن کرده

و کفش آهنی بر پا

و جانی سخت دارد

و قلبی عاشق.

جماعتی که پیر می شود اما خسته نه

جماعتی که می میرد اما شکسته نه.

جماعتی که در آستان امامش بار افکنده

و خدایش بزرگتر است.

جماعتی که راه را یافته

و می داند که آینده ساختنی است.

جماعتی که جمع افراد است.