سال اول طلبگی، حال و هوای خاصی دارد. به خصوص اینکه دانشجو بوده باشی و طلبه شوی! وارد شدن به دنیایی جدید، نیاز به آمادگی هایی دارد؛ البته کارهای عجیب و غریبی هم نیست:

 

دنیایی جدید

به هر حال دانشجو هستیم و جوان و سرمان هم بوی قورمه سبزی می دهد! احتمالا تشکلی هم بوده ایم و انواع و اقسام برنامه ها را برگزار کرده ایم و اردو راهیان برده ایم و به زمین و زمان هم گیر داده ایم و مطالبه گری کرده ایم و… . الآن هم تا محقق شدن تمدن نوین اسلامی، برای خودمان و بقیه ترند گذاری کرده ایم!!! بسیار خوب، هیچ کدام از اینها قرار نیست به کلی تعطیل شود. نکته آن است که اپسیلونی احتمال دهیم که دنیای حوزه، معادلاتی متفاوت با دانشگاه هم دارد و ما هم که همه چیزدان نیستیم (!) لذا اندک مشورتی هم با افراد امین و با تجربه، بدک نیست! به خصوص اینکه ما قرار است بناهای بلندی بنا کنیم و اهمیت خشت های اول بیشتر می شود.

از طرف دیگر، ممکن است که سوالات مان در ابتدای کار زیاد باشد:

ـــ طلبه مطلوب چه کارهایی باید بکند؟

ـــ آیا برنامه رسمی حوزه کافی است؟ نواقص را چگونه باید جبران کرد؟

ــــ چندساله باید حوزه را تمام کرد؟ و … .

انتظار نداشته باشیم که همین ابتدای کار، به جواب های کامل و دقیق دست پیدا کنیم. از طرفی نباید بگذاریم که این حیرت، باعث آسیب به تمرکزمان در سال اول شود. هر سوالی که در ابتدای کار داریم را یادداشت کنیم و با مشورت و تأمل آنها را اولویت بندی کنیم و به تدریج پیگیر جواب ها باشیم. در شناخت ابعاد این دنیای جدید عجله نکنیم؛ با کمی صبر و پیگیری حل می شود ان شاء الله.

 

به تعداد آدم های داخل حوزه، مشاور وجود دارد!!!

اینجا دنیای مجتهدین است و همه صاحب نظرند و البته این چیز بدی نیست. پس مشاور کم نیست؛ مهم انتخاب مشاور مناسب است! کم کم مهارت انتخاب مشاور هم باید کسب کنیم. از مشاورین رسمی مدرسه غافل نشویم؛ دسترسی ما به آنها راحت تر است. مدیر مدرسه هم طبیعتا فرد امین و با تجربه ای است.

 

فرمان نظم را محکم بچسب!

کار زیاد داریم! از امور تحصیلی گرفته تا عبادت و فعالیت اجتماعی و معاشرت و ارتباط با خانواده و تفریح و … . و البته روز ۲۴ ساعت بیشتر نیست و هر روز هم بعضی از کارها تکرار می شود. لذا برای اینکه ماشین از این جاده طولانی در نرود باید فرمان نظم را محکم داشته باشیم. شاید یکی از مهمترین نکاتی که در ایام اول طلبگی باید حواس مان باشد همین عادت کردن به نظم داشتن است و شاید از سخت ترین ها هم باشد… . یعنی اینکه کم کم عادت کنیم که هر کاری سر وقت خودش باشد نه اینکه امور، عشقی جلو برود! البته این به معنای آن نیست که قرار باشد فقط برای تحصیل مان برنامه داشته باشیم بلکه کم کم باید یاد بگیریم که به همه ی ابعاد رشدمان توجه کنیم و پایبند به نظم برنامه باشیم؛ از مراحل تحصیل گرفته تا معنویت و زیارت و تفریح و معاشرت و فعالیت اجتماعی و… . حتی می توانیم برای آن دسته از علائق قبلی مان هم که امکان پیگیری دارد، آب باریکه ای تعریف کنیم.

 

زیّ طلبگی

کم کم این اصطلاح را زیاد می شنویم. سبک زندگی طلبگی، حال و هوای خاص خود را دارد. کم کم باید زندگی طلبگی را یاد بگیریم: خوردن طلبگی، خوابیدن طلبگی، عبادت طلبگی، معاشرت طلبگی، تفریح طلبگی، تحصیل طلبگی، کار طلبگی و… . ابعاد مختلف این سبک زندگی بر هم تاثیر دارد و جدای از هم نیستند.

 

دروس سال اول

هر سال طلبگی برای یک سری اهداف علمی است و باید حق آنها ادا شود. لطفا حق هر سال را سر وقت خودش ادا کنیم!

سال اول، صرف و نحو و احکام و تجوید و کلام داریم. تمرین کردن صرف و نحو را کاملا جدی بگیریم و حتما تمرین ها را بنویسیم ولو حتی اگر در ذهن، راحت حل می کنیم. یک دور دیدن سرفصل های فقهی در درس احکام هم مهم است. تجوید همین بار اول و آخر است! عموم مردم از یک طلبه انتظار دارند که نکات اصلی را در قرائت رعایت کند. با کمی دقت در قواعد تجویدی و کمی تکرار و تمرین کردن، مهارت تجویدی به تدریج بهبود پیدا می کند؛ اصلا سخت نگیریم! در این مسیر، استماع صوت قاری مناسب کمک می کند. زنجیره کلامی که رسما در حوزه تدریس می شود از سال اول شروع می شود؛ بدون برنامه نباید این زنجیره را مختل کنیم.

 

سرمایه گذاری در روش تحصیل

علوم و مهارت هایی که در حوزه باید تحصیل کنیم زیاد است و عمر هم محدود. از نکاتی که در افزایش بازدهی اثر دارد، توجه به نکات روشی است:

ــــ تحصیل علوم حوزوی چه مراحلی دارد و هر مرحله چه اهدافی دارد؟

ــــ اطلاعات مان را چگونه سازمان دهی کنیم که هر وقت نیاز داشتیم به نحو مناسبی دسترسی داشته باشیم؟ و … .

در این مباحث نکات ریزی وجود دارد که کم کم باید کسب کنیم. البته محتواهای تولید شده هم در این موضوعات کم نیست.

 

نوشتن خاطرات و نکات ناب اساتید سال های اول

سال های اول طلبگی به خصوص سال اول، حال و هوای خاصی دارد. گاها خاطرات شخصی و نکاتی که فهمیده ایم را یادداشت کنیم. یادداشت کنیم که اصلا برای چه به حوزه آمدیم!؟ متأسفانه ممکن است که در پیچ و خم روزمرگی های پیش رو، افق های مان را فراموش کنیم. یادداشت کردن باعث می شود بعدا بتوانیم این ها را مرور می کنیم و حال و هوای سال اول برای مان زنده شود و اگر نیاز است به تدریج، افق های مان را اصلاح کنیم. همچنین معمولا اساتید، نکات نابی را در سال های اول می گویند که در سال های بعدی کم پیدا می شود؛ اینها را هم بسیار خوب است که یادداشت کنیم و هرازگاهی مرور کنیم تا سرزنده شویم.

 

با پدربزرگان انس داشته باشیم!

طلبگی، مسیر کهن سالی است و تاریخ طولانی دارد. پس از سلسله انبیاء و اهل بیت علیهم السلام، بصیرت و مجاهدت علمای سابق بوده که این نعمت به دست ما رسیده است. پس ما در این مسیر تنها نیستیم. کم کم با زندگی و خاطرات معصومین علیهم السلام و علما انس بگیریم و خوشه برچینیم.

 

خداوند را شاکریم که توفیق شاگردی مکتب اهل بیت علیهم السلام را به ما ارزانی داشت و از او می خواهیم که به حق مقربان این مسیر، ما را ثابت قدم نگه دارد.