از ابتدای سال ۹۹ مشخص بود که پروژه انتخابات، پروژه مهمی خواهدبود و گهگاهی بچه ها می گفتند که برای انتخابات باید کار کنیم. معمولا بعد انتخابات ها این حرف زیاد گفته می شود که برای انتخابات بعدی باید زودتر شروع کنیم. گذشت تا رسیدیم به بهمن ماه… مدام گفته می شد باید کاری کنیم… کارهای دو هفته آخر مشخص بود؛ پوستر چسباندن و در سطح شهر با مردم صحبت کردن و… اما چهارماه مانده به انتخابات، ما طلبه ـ دانشجوها چه فعالیت موثری می توانستیم انجام دهیم!؟

این دغدغه را داشتیم که ایام انتخابات فرصت مناسبی است تا مسائل اصلی امروز انقلاب و پاسخ های جریان های مختلف بررسی شود. همچنین باید تلاش و روشنگری می کردیم تا عده ای نتیجه را چهار ماه مانده به انتخابات، تمام شده تلقی نکنند و فرصت ابراز وجود را از بقیه نگیرند؛ به هر حال پدرخوانده ها همان طور که تکلیف مجلس را مشخص می کنند، نسبت به ریاست جمهوری هم احساس تکلیف می کنند. به خصوص اینکه کتابچه «مقام مردم» حاج آقای فلاح و جزوه «خطر تاکتیکوکراسی» وحید جلیلی حسابی داغ مان کرده بود.

این دغدغه ها بود اما منجر به عملیات نمی شد. قرار شد اصلا همین مسئله را به گفتگو بذاریم و ببینیم اصلا چه ایده هایی برای نقش آفرینی روحانیت در انتخابات وجود دارد؛ فراخوان ایده ها منتشر شد (ششم تا بیستم اسفندماه ۹۹). یک لیست ۲۹ نفره که اکثرا حوزوی بودند تهیه کردیم تا پاسخ سلایق مختلف حوزوی را هم نسبت به این سوال بشنویم. چند گعده طلبگی هم حول این مسئله شکل دادیم. یک اردوی هم اندیشی هم به همت طلاب جوان مشکات در اسفندماه بین تعدادی از تشکل های طلبگی برگزار شد که مفید بود. در جریان مجموع این گفتگوها مسائل مختلفی مطرح شد:

ـ حوزه ای که انقلاب کرد، باید خودش را سرباز نظام بداند و اصلا نمی تواند کنار گود بشیند.

ـ عدم ورود مبنایی و فعال حوزویان باعث غلبه زد و بند در کنشگری اجتماعی بچه حزب اللهی ها شده.

ـ وارث انبیاء علیهم السلام، فقط شب انتخابات دغدغه مردم را پیدا نمی کند. در تعامل با مردم هم باید بشیر بود و هم نذیر.

ـ همان طور که از دستاوردهای انقلاب تعریف می کنیم باید تصویری از آینده مدنظر خودمان هم ارائه دهیم.

ـ گام دوم، گام همه مردم و جوانان است نه سوپرمن ها. با مبارزه ی با تبعیض، باید زمینه به میدان آمدن همه مردم فراهم شود. برای تکیه به داخل، باید امید به خارج قطع شود؛ خط بطلان بر مسیر برجام باید کشیده شود.

برخی جلسات مان با چهره های سیاسی بود. بعضی از این بندگان خدا انتظار داشتند که خیلی راحت حمایت ما را کسب کنند. اما وقتی با مواضع فعال و منتقدانه بچه ها روبرو می شدند جا می خوردند؛ به هر حال، دوران راحت سواری گرفتن گذشته بود.

در مجموع این جلسات و گفتگوها، به یک ایده رسیدیم.

 

در روزهای آینده ادامه دارد…

 

خوشحال می شوم نظرات تان را بشنوم. اگر سوالی هم داشتید در خدمتم.