دکتر جلیلی در مناظره ها نتوانست تمایز جدی با حاج آقا نشان دهد. اما کار برای ما تمام نشده بود چرا که «چگونه بودن» برای ما مهم بود و انتخابات را فرصتی برای اعلام «بودنی متفاوت» می دانستیم؛ فرصتی برای اعلام اینکه می توان هم معترض بود و هم امیدوار.

در گردهمایی که در کنار مزار شهیدبهشتی برگزار کردیم، حاج آقای سیدعلی موسوی این آیه را توضیح دادند: تلک الدار الآخره نجعلها للذین لایریدون علوّا فی الأرض و لا فسادا و العاقبه للمتّقین (سوره مبارکه قصص، ۸۳). آری، عاقبت با متقینی است که به دنبال برتری طلبی و فساد نیستند. و این سخت است که در میان هیاهوها حواست باشد انگیزه خدمت با برتری طلبی خلط نشود … .

در هفته آخر دیگر تقریبا ستادهای دکتر فعال شده بود. ادامه حضور میدانی در خیابان و پخش پوستر و … را قرار شد بخش شهری ستاد پیگیری کند. ما در بخش دانشجویی به دنبال فعالیت پرجنب و جوش تری بودیم: ایده «راهپیمایی تبیینی» مطرح شد. ایده این بود که در گوشه خیابان به صورت قطاری حرکت کنیم، پوسترهایی به گردن داشته باشیم و همخوانی کنیم. افرادی هم تراکت پخش کنند.

انتخاب همخوانی مناسب معضلی شده بود. نیاز به یک متن کوتاه و ضرباهنگ داری بود؛ چیزی در سبک و سیاق ای شاه خائن … . با آقا وحید جلیلی درمورد همخوانی مشورت داشتیم. ایشان «جمهوری اسلامی آری، حکومت خودکامان هرگز …» را مطرح کرد و خودشان هم با لحن جالبی اجرا کرد. آقا وحید تأکید کرد که این دوره انتخابات، خیلی حیوانی شده و همه دارند وعده آب و نان به مردم می دهند؛ شما تلاش کنید که عظمت و هویت تاریخی مردم ایران را یادآوری کنید. پیشنهادی که یکی از بچه ها (میم.) مطرح کرد مناسب بود؛ بازآفرینی یکی از سرودهای اول انقلاب: ای ملّت! ما با هم متحد می شویم تا برکنیم ریشه استضعاف… هم کوتاه بود و هم روی کلمه متحد، ضرباهنگ داشت. موقع ضرباهنگ باید دستان را در بالای سر به هم می زدیم و گره می کردیم. اندکی در محتوای شعر دخل و تصرف کردیم تا مناسب برای انتخابات ۱۴۰۰ بشود:

«ای ملت، ما با هم متحد می شویم تا برکنیم استضعاف

درود، دورد، دورد، درود بر جلیلی

کارگر، دانشجو، کارمند، ای رنجبــــــــــــــــــــــــــــر

ما با هم متحد می شویم تا برکنیم ریشه استکبار

درود، درود، درود، درود بر جلیلی

اتحاد، اتحاد، اتحاد، ای ملــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت

ما با هم متحد می شویم تا برکنیم ریشه استضعاف

درود، درود، درود، درود بر جلیلی»

برای نوستالژیک تر شدن حرکت، پارچه نویسی آماه کردیم: «ایران، برای همه: مسکن برای همه، سلامت غذایی برای همه، اشتغال برای همه، سهم برابر انرژی برای همه» که اشاره به طرح های دکتر برای رفع تبعیض داشت. راء. و میم. هم زحمت انتخاب تصاویر دکتر با اصناف و قومیت های مختلف و آماده کردن آنها برای آویزشدن را کشیدند تا دست بچه ها موقع راهپیمایی آزاد باشد و بتوانند دست بزنند. سه چهار نفر هم مسئول بودند تا در پیاده روها و کنار قطار، تراکت توزیع کنند.

یکی از بچه ها (میم.) ابتدا به این ایده خندید؛ البته برای خودمان هم کمی عجیب بود ولی بعد از اولین اجرا یخ بچه ها شکست و کار جالبی از آب درآمد. در حین حرکت که می ایستادیم و همخوانی را اجرا می کردیم، برای مردم تازگی داشت. این قدر عجیب بود که یکی از کسبه به همکارش گفت حرکت خودجوشی هست. یک آقایی با ما همراهی کرد و خیلی خوشش آمده بود. بعد فهمیدم که از پروپاقرص های تشویقات استادیومی است. روزهای بعد خبری از او نبود. یکی از بچه ها خبر داد که گفته در مناطق خودمان داریم حرکت تبلیغی راه می اندازیم.

[ادامه دارد…]