یک روز در میان گفتگوهای انتخاباتی، دوستم (عین.) واژه «عدالتخواه ها» را به کار برد و یک نسبتی هم به آنها داد. امروزه افراد مختلفی خود را با این عنوان معرفی می کنند یا با این عنوان معرفی می شوند. برخی از این ها را می شناسم و اینکه دوستم چطور همه این تنوع را با یک واژه جمع کرده بود برایم جالب بود.

خداوند حضرت آقا را حفظ کند که موکدا و به طور متناوب بر اهمیت عدالتخواهی تاکید می کنند من جمله در همین بیانیه گام دوم که می گویند عدالت در صدر اهداف بعثت انبیای الهی است. با وجود این تصریح ها، ما جرئت داریم بگوییم که عدالت به عنوان یک آرمان اساسی باید مقابل چشم ما باشد؛ عدالت همراه با معنویت و عقلانیت. مسئله دیگر، چگونگی عدالتخواهی در عصر حاضر است. در همین زمینه هم کتابچه کوچک و جالبی از صحبت های آقا تنظیم شده: «کتاب عدالت».

درمورد عدالت هم می شود بحث نظری کرد و هم اقدام و هیچ کدام را نمی توان نفی کرد؛ هم لازم است افق گشایی کرد و هم باید مزه عدالت چشیده شود. اما شاید بتوان اقدام را سنگ محکی برای مدعیان دانست؛ هر کدام از مدعیان متنوع عدالتخواهی:

ـ برای رفع کدام نمود تبعیض تلاش کرده اند!؟

ـ علاوه بر حاشیه نشینی و محرومیت ها آیا با ریشه های این ها که سیاستگذاران باشند مواجه شده اند!؟

ـ برای ارتقای جایگاه عدالت، چه اولویت هایی را در چهارچوب قانون اساسی تصویر می کنند!؟

ـ به هنگام عدالتخواهی، رقبا و رفقا در نظرشان یکسانند یا اینکه عدالتخواهی شان موسمی است!؟

[ادامه دارد…]