سال دوم دانشگاه بودیم که یکی از دوستان باعث شد در طرح ولایت شرکت کنیم؛ دوره ای که قرار بود در چهل روز در تابستان سال ۹۳ برگزار شود. خودش سال قبل در دوره شرکت کرده بود و خیلی با آب و تاب از دوره تعریف می کرد. در بروشور دوره توضیح داده شده بود که دوره برای آشنایی مقدماتی با مبانی اندیشه و فلسفه اسلامی است. از قبل تا حدودی با مباحث فلسفی و منطقی آشنا بودم و دغدغه نظام فکری هم داشتم. علاقمند شدم که در دوره شرکت کنم. خاطرات شیرینی بود… آشنا شدن با بچه هایی که از دانشگاه های دیگر آمده بودند، اساتیدی که پای سوالات ما می نشستند، خاطرات اردوگاه آبعلی، ده روز زیارت مشهد مقدس و… .

گفتم که از قبل هم دغدغه نظام فکری داشتم اما در طرح ولایت بود که دقیق تر با طرح کلان فلسفه اسلامی آشنا شدم. اینکه زنجیره فکر اسلامی چگونه از حلقه های اساسی شروع می شود و چگونه به ترسیم اخلاق و حقوق و نظام سیاسی می رسد.

با ظرفیت ها و محدودیت های عقل بشری آشنا شدم و فهمیدم که برای مواجه با سوالات اساسی درمورد هستی و جایگاه انسان در جهان باید روشمند بود. و این ها برای جوانی مثل من چیز کمی نبود… مایی که در آموزش های قبل دانشگاه، کم تر به تأمل تشویق شده بودیم و بعضا در کلاس های دانشگاه، اعتقادات مان مورد هجمه واقع می شد و متهم می شدیم که بنیادگرا هستیم و اعتقادات مان، داکیومنت ندارد! مایی که در عصرجدید و عصررسانه ها با رنگ و لعاب های مختلفی مواجه بودیم… .

طرح ولایت ما را به میراث ابوعلی سینا و ملاصدرا رحمت الله علیهما وصل کرد و به ما نشان داد که خود حقیرپندار نباشیم. به ما آموخت دینداری در مواجهه افکار در عصر جدید، قابل دفاع و استدلال است و کمک کرد ما به استقرار و ثباتی در مسیر زندگی مان برسیم. در سال های بعد دانشگاه، با کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن کریم آشنا شدم و کمک کرد مباحث فلسفی طرح ولایت با جهان قرآن کریم پیوند بخورد.

گمان کنم که در همان دوره بود که از قول علامه مصباح رحمت الله علیه شنیدم که طرح ولایت ثمره عمر علمی شان می باشد. ایشان، علامه روزگار ما بودند؛ نیاز قشر جوان را فهمیده بودند و برای معرفی منظومه دین تلاش کردند. و این تلاش شان، فردی نبود بلکه تشکیلاتی و تربیتی بود. خداوند بر علو درجات شان بیفزاید و توفیق تداوم مسیرعالمان ربّانی را بر ما ارزانی دارد.

 

شما چه خاطراتی از ایشان دارید؟ در قسمت نظرات بیان کنید.