تماشای یک بازی

آخر هفته سریال کره ای جدید بازی مرکب را تماشا کردم. اولش که پیشنهاد شد، رد کردم چون حوصله سریال دیدن نداشتم. اما بعد که خبر رسید هیاهو جهانی به پا کرده، کنجکاو شدم ببینم چه خبر است به خصوص اینکه سریال کوتاه بود…

اینکه صد و یازده میلیون نفر، برایشان قصه بدبختی بشر امروزی جالب است، برایم جالب است! البته هیجان این سریال و داستان روان سریال های کره ای هم بی تأثیر نیست. بعد از تحولات اقتصادی کره جنوبی، امثال سریال «بازی مرکب» و سریال «میداس (کیمیاگر)»، گزارشی است از زیرپوست شرایط فعلی و برای آنها که مشتاق کره ای شدن هستن جای تأمل دارد. در مقابل روایت داستان نابرابری و طمع در این سریال ها، سریال «ابری بر بالای کوه» ژاپنی است که داستان قناعت و تلاش را روایت می کند. البته لازم به ذکر است که بنده میلی به ژاپنی شدن ندارم؛ سوء تفاهم نشود!

یک نکته جالب دیگر امثال این سریال و سریال «سرقت پول» (که بخشی از آن را دیده ام)، نقش آفرینی یک‌ گروه یا سازمان مردمی (غیردولتی) است. در سریال «بازی مرکب» تأکید زیادی بر نظم و سلسله مراتب سازمانی می شود. برای نقش آفرینی اجتماعی، پایبندی به هماهنگی لازم است و با تک روی نمی توان تحولی را رقم زد؛ البته هماهنگی که انسانی باشد نه مکانیکی. در این سریال ها، لباس های یک دست اعضای گروه، جلوه نظم را بیشتر کرده.

سریال «بازی مرکب»، داستان نابرابری و گرفتاری های اقتصادی که مردم زیادی با آن دست و پنجه نرم می کنند را روایت می کند. پایان فصل اول، گویا شخصیت داستان می خواهد در مقابل این صحنه مقاومت کند و جلوی سیستم سواستفاده گر را بگیرد و تسلیم وضع موجود نمی شود. تک تک ما چگونه هستیم!؟ ما آیا مقهور روابط طمع و بی عدالتی شده ایم یا می توانیم طرح دیگری را رقم بزنیم!؟ آیا حیات اجتماعی بدون طمع و بی عدالتی برقرار می ماند یا اینها از زندگی ما جدایی ناپذیرند!?

شما چه فکر می کنید؟ در نظرات بیان کنید.

۲ دیدگاه روشن تماشای یک بازی

دیدگاه خود را بنویسید:

آدرس ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد.

فوتر سایت

سایدبار کشویی

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم